سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
یک جرعه زندگی

























یک جرعه زندگی

   1   2      >

Picture Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/


 


 


قبل از هر حرفی یه نقل قول از یکی از دوستان بابت موضوع امروز دارم این نوشته copy   از یه وبلاگه.


خداوند     در آیه ی 5 سوره ی تحریم، شش صفت را برای همسران شایسته برشمرده که الگوی خوبی برای   همه ی


مسلمانان، هنگام انتخاب همسر است: 1- «اسلام» 2- «ایمان» 3- «اطاعت» 4  - «توبه» 5- «عبادت خداوند»


6- «اهل گناه نبودن.
بنابراین همسر خوب، همسری است که   در برابر شوهر مقاومت نکند و با اطاعت و فرمانبرداری از همسر در چارچوب


رفتارهای   پسندیده و اخلاقی و قوانین شرعی، از محدوده ی حق و حقیقت تجاوز نکند  .


 


اما اگر از بند 3 پیروی  نکرد اونوقت چی ؟


صحبت امروز من رو به  مردهایی است که کتک زدن رو اولین راه و تنها راه حل می  گذارندو


یادشون میره که انسان  هستند و فرق انسان  با حیونها اینه که خدا به ما زبان سرخی عطا کرده که


میشه با اون کلماتی رو به  زبون آورد  که همه مشکلات رو حل کنه اما من نمی دونم چرا گاهی


یادشون میره  که مثلا"ما    اشرف مخلوقات شعور داریم و فهم .


من خیلی از آدمها رو می بینم که به زن به عنوان یه موجود کم خرد و زبان نفهم و کوته فکر نگاه


می کنند ومن با عرض تاسف باید بگم بعضی از این آدمها اسم مسلمان مومن رو یدک می کشن


نماز و روزه و خلاصه خودشون رو کشتن با عبادت خدایی که حتی به حرفهاش هم گوش نمی کنن


فکر می کنند نماز و ...رو باید رعایت کنند تا بهشون بگن انسان مومن و وارسته. اما ازاخلاقیاتی که


توی دینشون تاکید شده خبری نیست.


من به اطاعت کردن اعتراض دارم اما به عکس العمل بعضی از ادمها به عدم رعایت اون بیشتر


اعتراض دارم


                        هیچ وقت برای من قابل هضم نیست که ببینم یکی دستور بده و یکی اطاعت کنه . مرد چه نقطه                                   برتری نسبت به زن داره که انتظار اطاعت داشته باشه .


                            چرا زن امروز بعد از تمام پستیها و بلندیهایی که کمرشو خم کرده هنوز هم بی رحمانه مورد ضرب و                                 شتم قرار می گیره  و کسی به دادش نمی رسه


    امروز که به قول گروهی از مردم زن جایگاه واقعی خودشو بدست آورده چراهنوز زنان به خاطر جامعه


    و به خاطر آبرو نمی تونن حرفی بزنن و هنوز هم مردان بی رحمی هستند که چنین کارهای وحشیانه ای


انجام می دهند و بدتر از همه اینکه کسانی هستند که می گویند حقشه اینقدر بزنش تا آدم بشه


و این بدترین حرفیه که انسانی می تونه بگه وای بر ما


                                     من نه دین رو زیر سئوال می برم و نه کاری به این مسائل دارم چون سررشته ای از این علوم ندارم                               امابه عنوان یک انسان نه یک مسلمان یا یک مسیحی یا یک کافر


یک زن خوب کیست؟ حقوق آن زن خوب چیست؟


 


 


 


 


نوشته شده در سه شنبه 12/2/91ساعت 3:33 عصر توسط نرگس چ نظرات ( ) |

Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/


تبریک تبریک و باز هم تبریک به ایرانیانی که باز هم  نام ایران و ایرانی را با احترام و ایمان صدا می زنند .


اصغر فرهادی و فیلم سینمایی " جدایی نادر از سیمین "


 


و بازیگران محبوبی چون لیلا حاتمی و...


 


که درخشیدند و ثابت کردند که ایرانی همیشه می تواند.


 


دوباره یک جایزه بزرگ دیگر و یک هنر مند ایرانی ، با تمام وجود این اتفاق زیبا رو به همه ایرانیان تبریک می گم.


 


و زیباتر اینکه با زبان شیرین فارسی به همه ایرانیان عزیز درود فرستاد و در ادامه افتخار به دست آورده اش را با همه قسمت کرد


 


درود بر ایرانیانی که افتخار آفرینند و درود بر کسانی که ارج نهادند و دانستند که فرهادی کیست و فرهادی هایی هستند تا


 


 افتخار ایرانمان باشند .


 


درود بر اصغر فرهادی و کسانی  که باعث افتخار سرزمین ما هستند ایران . 


نوشته شده در سه شنبه 9/12/90ساعت 5:0 عصر توسط نرگس چ نظرات ( ) |

سالهاست دلم تنهاست و قلبم خشکیده .نه می طپد و نه می خواند.


 


 نه صدایی و نجوای عاشقانه ای .


 


سرد است نمی دانم هوا سرد شده یا دلم یخ زده . دستم بی جان است و


 


پاهایم نا توان .


حتی ساعت هم بهت زده به ثانیه گردش می نگرد که چگونه می دود و              


 


نمی رسد من که هیچ ...


 


می لرزم از سرما از ترس از تنهایی ، از تاریکی قلبم ، از .. از هر آنچه که


 


سیاه باشد و سرد...


 


سکوت می کنم و سکوت و سکوت ،سکوتی که سخنی در انتهایش نیست.


 


زبانی که گرچه گاهی می چرخدو میگوید اما جز


 آه 


 


از نهادش بیرون نمی آید.


 


پنجره را ببندید سرد شده  می لرزم. 


نوشته شده در یکشنبه 7/12/90ساعت 2:20 صبح توسط نرگس چ نظرات ( ) |

سلام به همه دوستانی که یا توی دوستی نارو خوردن یا اینکه به کسانی محبت کردن که گاهی غافلگیر شدن خیلی مهم نیست فقط


 


یادتون باشه در چنین مواقعی خیلی سخت نگیرید فقط یک نفس کوتاه بکشید بعد با تمام وجود یا داد بزنید یا اگر هم دلتون خیلی دیگه سوخته


 


بود گریه کنید فقط مواظب باشید طرف مربوطه بویی نبره چون اون موقع است که خیالات برش می داره که حتما خیلی واست مهمه ولی با


 


کمال آرامش شما هم کمی طرف رو قلقلک بدید بد نیست و تازه یک مقدار هم خوش می گذره . اشتباه نکنید این نوشته ها مربوط به همسر


 


مربوطه نمی شه روی صحبت می تونه مربوط به اطرافیان باشه اطرافیانی که اگه خوب دقت کنی می بینی زیادی روشون حساب کردی


 


وکاملا در اشتباه بودی اشکال نداره  این هم یک تجربه که دیگه یادت نره باید با کی چه رفتاری داشته باشی به خاطر داشته باشید ما آدمها فراموشکاریم


 


پس واسه اینکه دوباره همچین اشتباهی رو تکرار نکنیدو  به خاطر بیارید که چی به سرتون اومده توی اتاق خوابتون روی یک تیکه کاغذ سفید بزرگ بنویسید:


 


دیگه نه !


مطمئن باشید هیچ وقت یادتون نمیره .


 


واسه همتون آرزو می کنم هیچ وقت به صداقت و شعور تون  توهین نشه و  هیچ وقت کسی به خودش اجازه نده از محبت شما سوءاستفاده کنه .


 


 به امید روزی که همه ما یاد بگیریم به هم دیگه احترام بزاریم.


 


نوشته شده در دوشنبه 26/10/90ساعت 3:57 صبح توسط نرگس چ نظرات ( ) |

Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/


سلام ...


دوباره سلام . سلامی که از اعماق گلویی بیرون می آید که رنگ سرد تنهایی بغض عظیمی در


 


آن پنهان کرده . سلامی به سنگینی قلب تنهای من . سلامی به وسعت غمهای زندگیم.


 


سلامی به اندازه بی تابی چشمانم؛ به سپیدی قهر زمانه ؛ به گرمی اشکهای حسرتم.به دلفریبی


 


نجوای تنهایی سکوت .


 


سلامی به رنگ زیبایی عشق از یاد رفته ام.


 


سلامی به نگرانیهای غمگین مادرم، به خشکی کویر دلم ، به نگاه محزون تو؛ به تنهایی بی تو


 


بودن.


 


سلامهایم دیگر رنگ و بوی اشتیاق ندارد. دیگر نگاهمشور زندگی ندارد.


 


دستانم،


 


برایت از دستهایی بگویم که دیگر گرما را حتی در خواب هم نخواهد دید. از قلبی بگویم که


 


رفتنت را برای آمدنت صبر کرد.


 


برای تو از تنی  بگویم  که دیگر تاب تنهایی را ندارد. هنوز محتاج آغوشی است که مامن  


 


تنهایی ها ، غمها ، شادیها ، مهربانیها و دلتنگی هایم باشد.


 


به لبخند هایی می اندیشم که عاشقم کرد. به خنده ای که امید را برایم به ارمغان می آورد. به


 


قلبی  که سخاوت  دستان  پدر بزرگ را به یادم می آورد .  به مهربانی نگاه یک عاشق  ؛ به  


 


غم انگیزی کودکی یتیم . به سوز دل مادر مهتاب . همه را در تو یافتم در قلب مهربانت که


 


پاکی آنرا کبوتران حرم عشق می دانند و نگاهی که هنوز در حسرت داشتنش ایام را به دست باد


 


می سپارم.


 


لحظه های ناب با تو بودن اندکی بود و گذشت و من قدر آن با تو بودنها را ندانستم . کاش    


 


می بود آنچه که نگاهم اشتیاق و دلم حسرت آن را دارد.


 


مرا دریاب . ..


 


کجایی تا با لبخندی ؛ آغوش بازی ، کودک احساسم را نوازش کنی ؟


 


کجایی تا نگاهت گرمی عرق عشق را بر تنم برویاند. کجایی؟


 


کاش بودی و می دیدی که نگاهم دیگر سبزی بهار را ندارد. حال با رفتنت تنها باران پاییزی


 


است حال و هوای نگاهم. دیگر نه بهاری، نه عشقی ، نه گرمی و نه سخاوت دلی.


 


پس از تو همه را به یغما بردند.


 


دیگر اشکهایم هم برای تنهاییم مرهمی نیست .  کاش می بودی  و تنهایی هایم  را  به یغما


 


می بردی . کاش  می بودی.


 


ترانه ام ، قصه هزاره ام، شعرعاشقانه ام ؛ هنوز در یاد بود غم رفتنت ثانیه ها را به دست ابدیت


 


می سپارم و نگاهم رابر سر راهت قربانی می کنم.


 


هنوز پشت سرت زمین را با اشک دیده ام می شویم که ای سفر کرده ام ، باز آیی.


بیا تا رخت نبودنت را با بودنت به صندوق خاطرات تبعید کنم.


 


بیا ، بیا تا جان را فدای نام زیبایت کنم . بیا...


نوشته شده در دوشنبه 30/8/90ساعت 2:47 صبح توسط نرگس چ نظرات ( ) |

   1   2      >

Design By : Pichak